ذبيح الله صفا

1596

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

و كتابخانهء موزهء بريتانيا و كتابخانهء موزهء ملى پاكستان و جز آنها موجودست . مؤلف پزشك و در همان حال شاعر و نويسنده و منشى همايون پادشاه بوده است « 1 » . از حكيم مسيح الدين ابو الفتح گيلانى و برادرانش حكيم همام الدين و حكيم نور الدين قرارى و لطف الله كه فرزندان مولانا عبد الرزاق دانشمند وزير خان احمد گيلانى و از معاصران جلال الدين اكبر بوده‌اند ، قبل ازين ياد كرده‌ام « 2 » . از ميان اين برادران حكيم ابو الفتح برقعات فصيح خود كه از سنخ اخوانيات و به همين سبب ساده و گاه همراه با شعرهايى از شاعران بزرگ بود ، معروفست . مجموعه‌يى ازين رقعات بسال 1968 در لاهور با مقدمهء مشروح آقاى محمد بشير حسين بطبع رسيد « 3 » . رقعات حكيم ابو الفتح از جملهء سرمشقهاى نامه‌نگارى بوده و بخشى از آن را « چهارباغ » نيز ناميده‌اند « 4 » . از معاصر مشهور ديگر جلال الدين اكبر ، فيضى فياضى ( م 1004 ه ) « 5 » منشآتى داريم كه در حال ذكر وقايع و حكايت ماوقع بسيار ساده و در ديگر موردها مسجع ولى با اجتناب از سجع بارد و نابجا و بروانى و سادگى نگاشته شده است . مجموعهء منشآت فيضى را يكى از خواهرزادگان او بنام نور الدين محمد پسر حكيم عين الملك شيرازى ( م 1003 ه ) گرد آورده و لطيفهء غيبى نام داده است كه بنابر عادت جارى به « لطيفهء فياضى » شهرت دارد « 6 » . نور الدين در

--> ( 1 ) - دربارهء احوالش رجوع شود به همين جلد ، ص 356 - 358 . ( 2 ) - همين جلد صحيفه‌هاى 466 - 469 و 824 - 827 . ( 3 ) - بنگريد به : گنجينهء سخن از نويسندهء اين سطرها ، جلد اول چاپ 1353 ، دانشگاه تهران ، ص 146 . ( 4 ) - بنگريد بفهرست نسخه‌هاى خطى فارسى موزهء ملى پاكستان تأليف سيد عارف نوشاهى ، ص 390 كه گفته است چهارباغ مجموعهء رقعاتى از مسيح الدين است كه ميان سالهاى 997 - 983 بدوستان نگاشته بود . ( 5 ) - همين كتاب و همين جلد ، ص 838 ببعد . ( 6 ) - مانند نسخهء 695 Egerton كه در كتابخانهء موزهء بريتانيا ملاحظه شد و چارلز ريو آن را در ص 792 از فهرست خود معرفى كرده است .